مؤلف مجهول

3

تاريخ سيستان

از آن روز كه ايزد تعالى به زمين آورد پادشاهى و زندگانى هزار سال [ 1 ] بود ، و پس از وى پادشاهى [ اوشهنك ] بود چهل سال ، و پس از وى پادشاهى طهمورث بود كه [ 2 ] سيستان بنا كردند ، تا پيغامبر ما محمّد مصطفا [ 3 ] صلَّى الله عليه و سلَّم بيرون آمد بفرمان ايزد تعالى ، و شريعت اسلام آورد ، چهار هزار سال بود شمسى ، و بيشترين فضلى شهر سيستان را اينست كه اوّل نام و خبر او صلَّى الله عليه به زبان مردمان خاص و عام آنجا رفته شد ، و بنا كردن سيستان آن روز بود كه گرشاسب دانايان جهان را گرد كرده بود ، كه من شهرى بنا خواهم كرد بدين روزگار كه ضحاك همه جهان همى ويران كند ، و آزادگان جهان را همى كشد و از جهان بجادوئى همى بركند ، تا

--> [ 103 ] » و مسعودى گويد : كلام فى بدء النسل و ما كان من ميشاه و هو مهلا بن كيومرث و من ميشانى و هى مهلينه بنت كيومرث » ( التنبيه و الأشراف چاپ ليدن ص 93 ) و طبرى گويد : ولد لجيومرت ابنه مشى و تزوج مشا اخته ميشان فولدت له سيامك بن مشا و سيامى ابنة مشا فولد لسيامك بن مشى افرواك و ديس و بر اسب و اجرب و اوراش بنو سيامك و افرى و دذى و برى و اوراشى بنات سيامك ( طبع ليدن 1 ص 154 ) و بطوريكه برخى از محققين امروز معتقدند اصل اين دو لغت « مردى و مردانه » است كه بمعنى مرد و زن باشد و در زمان قديم بواسطهء غلط خوانده شدن خط اوستائى اين تصحيف روى داده و شرحى كه ابو ريحان بيرونى در صفحه 99 از آثار الباقيه ذكر كرده و نيز شرحى كه قبلا از مسعودى ذكر شد مؤيد اين مقال مىباشد - بيرونى گويد : « ميشى و ميشانه . . . و يقال لهما ايضا ملهى و ملهيانه و يسميها مجوس اهل خوارزم مرد و مردانه . . . و در متون پهلوى : ( مهرى و مهريانى ) است . ( متنهاى پهلوى ، بمبئى : ص 42 فقرهء 2 ) [ 1 ] مدت پادشاهى كيومرث را برخى سى و بعضى چهل نوشته‌اند و عمر او را هزار و سه هزار كه مدتى در مينو و مدتى در زمين بوده مىدانند ( رجوع شود به ص 99 آثار الباقيه و ص 234 ابن خرداد به و ص 85 التنبيه و الاشراف ) . [ 2 ] در اصل سه سطر سفيد است . [ 3 ] اين املا مرسوم بوده است .